|
سلامممممممممممممممممممممم
به همه دوستای خوبم میدونم خیلی وقته مطلبی ننوشتم وخیلی وقته به هیچ کدومتونم سر نزدم واسه همین از همتون اول از همه معذرت میخوام دلم خیلی واسه همتون تنگ شده بود ولی اینقدر درگیر بودم که نتونستم ........................... تواین مدت اتفاقی خیلی زیادی واسم افتاد که مثل یه نقطه عطف تو زندگیم بود اتفاقاتی که گاهی واسم مثل یه رویا بود وحال روحی عجیبی به من میداد ولی حالا اگه بتونم کم کم و آروم آروم ازاون حس وحالی که تجربه کردم یه مقداری ازاون روبا شما در میون میذارم امیدوارم ازدفعه بعد بتونم اون چیزی که تجربه کردم وبر من گذشته رو یه خرده از حالت پریشونی در آرم ویه نقطه آغاز واسه شروعش پیدا کنم.........................................................................
مینویسم از دل مینوسم از عشق مینویسم از غم مینویسم از یه دل گرفته مینویسم از لبای به ظاهر خندون ای خدا هیچ وقت نمیشه تواین دنیا ازته دل خندید همیشه گوشه لباوچشای خندونت یه نگرانی یه ترس خوابیده همیشه تواین دنیا باید آرزوی یه روزی روداشته باشی که غم توش کمتر باشه یه روزی که لبخندت کمتر توش نگرانی دیده بشه ....................... عجب دنیای سختی گاهی اوقات توش میبرم اما اینقدر تو خالقق زیبایی این دنیای سخت روزیبا آفریدی که توهمه شرایط سختت بازم یه جوری آدما رو روپاهاشون نگه میدازی که ادامه بدن توهمیشه تو این دنیای سخت یه روزنه امید میآفرینی که ما آدما کامل نبریم ودوباره ادامه بدیم خدایا ممنونتم واسه روزنه های امید شیرینت که منو سر پا نگه داشته که با همه سختیهاش ادامه بدم خدایا ممنونتممممممممممممممممممممممممممم واسه سختی های زندگیم که باعث شده من روزنه های امیدم رو بیشتر دوست داشته باشم وبیشتر قدرشون رو بدونم خدایا با همه فشارای زندگیم با همه خستگیام با همه شرمندگیم واسه بی احساسیام در برابر احساس عشق بی نهایتت که واسم مایه میذاری خدایا با همه تیرگی هامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم فقط میخوام بگم مثل همیشه بگم.................................................................................................... خداجونممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم خیلی خیلی خیلی دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم باران12//11/1388
سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم من اومدممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم از یونی........................................................................................................................... بالاخره امتحانا تموم شد ............................. شب بیداری............................... وای که این امتحان آخره چه بلایی سرم آوردم جونم رو در آوردتمام فرجه خوندمش............4روز قبل امتحانم شروع به خوندنش کردم آخرشم شبش اینقدر استرس داشتم حتی یه لحظه خواب به چشمم نیومد............................................ مردیم تا تموم شد.............................ولی خداروشکر که تموم شد.............................................. بیخیال ............................مهم اینه که من اومدم واین ترمم تموم شد به سلامتی
عجب روزا وعجب لحظه هایی رو تجربه میکنم عجب حالی دارم خدایا! کاش میتونستم یه ذره از حالم واحساسم واسه یکی تعریف کنم اما............................................... اما.......................................................................... ای کاش خدایا یه روزی این اما برداشته شه خدایا ومن بتونم حرف دلم رو فریاد بزنم...................... خدایا این حسرت جون من تودلم نذار هر چند تا این جاشم هم تو لطف کردی با اینکه من مثل همیشه نسبت به تو کم لطف بودم اما مهربونی وعشق تو به بنده هات همیشه منو به شگفتی وا میداره....................................................................... خدایا عجب حالی دارم اینو فقط خودم وخودت میدونی خدایا عجب حالی دارم خدایا ممنونتم واسه این حال........................................................................................ خدایا عجب حالی دارم.......................................................................................................................
این روزا روزای جدیدی تو زندگیم دارم تجربه میکنم این روزا رو خیلی دوست دارم ودلم میخواد واسه این روزای خوشگل از خدا تشکر کنم خدایا ممنونتم خیلی دوست دارم خیلی...............................................................
به نام آرامش بخش قلوب به نام محبوب و آفریننده دوست داشتنی خودم به نام اونی که یه روزی توزندگیت یه چیزی ویه کسی رو میاره که تو ذهنت فکر نمیکردی لایق این همه محبتش باشی به نام اونی که صدای تپش قلبت عمق ذهن وروحت وآرزوی وجودت رومیشنوه واگه صلاح بدونه اونو به شکلی هزار برابر اون چیزی که فکر کنی بهتره بهتربراورده میکنه به نام اونی که خودت رو از خودت بیشتر دوست داره وفقط میخواستم بنویسم خدایا خیلی دوست دارم خیلی خوبی............................................................
سلاممممممممممممم به دوستای گلم ببخشید اگه خیلی وقته آپ نکردم آخه دلیلش اینه دوباره اومدم دانشگاه سرم خیلی شلوغ شده ولی قول میدم در اولین فرصت به وضعیت این وبم که بیچاره خیلی وقته بی سروسامون مونده برسم از همه دوستا هم معذرت میخوام اگه خیلی وقته بشون سر نزدم باور کنید کم لطفی نبوده وقت نداشتم
میخوام این دفعه در مورد یه مطلبی نظر شما رو بدونم که شاید واسه خیلی ها
عادی وطبیعی باشه ولی واسه من غیر طبیعی!!!!!!!!!!!!!!!!!!! موضوعی که میخوام در موردش صحبت کنم ازدواج یا خواستگاریه که به همفکری شما خیلی نیاز دارم واما اولش میخوام نطر خودم رو درباره ازدواج بگم ازدواج یعنی:یک پیمان مقدس/تعهد وپایبندی /برای شروع یک زندگی برای سهیم کردن یکدیگردریک زندگی برای لحظه های خودم/ برای وجود خودم یعنی:من تو رو انتخاب کردم تا شریک ثانیه های زندگیم باشی توروانتخاب کردم که روح وجسمم رو با توپیوند بدهم تورو انتخاب کردم واسه خودم واسه یکی شدن با خودم تورو انتخاب کردم که قلبم رو به وجود تو (که انقدر برایم ارزش داری )پیشکش کنم پس ازدواج امری ضرروری ویکی از نقاط کلیدی وحساس در زندگی هر انسانی است چون ازدواج یک نوع شروع است وهر شروع واغازی مهم است پس ازدواج هم مهم است واما شروع این امر مقدس چگونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!............... یک توضیح کلی دیگه بدم و بعد سوالم را مطرح کنم در ازدواج در زمینه انتخاب همسر علاوه بر شرایط کلی که اکثر افراد در انتخاب همسرمعیار وملاک قرار می دهند واصولا بین بیشتر افراد مشترک است ولی مسئله دیگری که در این زمینه ضروری وحیاتی است تناسب افراد از نظر سنخیت روحی وفکری ودرک متقابل فکر واحساس یکدیگر چون من در این زمینه به یک اصل اعتقاد دارم همیشه خوب بودن دو نفر سبب خوشبختی یکدیگر نمی شود شاید دو خوب با دو جهت فکری متفاوت نتوانند با یکدیگر خوشبخت شوند پس صرف خوب بودن دو طرف عامل خوشبختی افراد نیست ............................................................................ وحالا میخوام نظر شما رو بدونم دررابطه اینکه یه دختر وپسرچطوری باهم آشنا بشن همدیگه رو انتخاب کنن( مخصوصا تاکیدم بیشتر روهمون سنخیت روحی فکری) وچه جوری تواین هستی به این بزرگی باوجود انسان های رنگارنگ با فکرای متفاوت شخصیتی رو پیدا کنیم که از نظر روحی واحساسی به ما نزدیکتر است میخوام دررابطه روند وفراینداین موضوع نظر شما رو بدونم آیا به نظر شما همون خواستگاری سنتی ما روبه این هدف میرساند یا شماراهکار بهتر وابتکاری در نظر دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!! البته رعایت این نکته نه انتخاب دختر در جریان خواستگاری امروزی نسبت به پسران محدودتر است نیز بفرماییدوسعی کنیدشرع عرف فرهنگ ما رو نیز در نظر داشته باشیدچون من دنبال یک نطر آرمانی نیستم من میخوام نظر به واقعیت نزدیک وعملی باشه....................... واما بعد از اینکه نظر خودتون رو بیان کردیدخودم وهم از بازدید کنندههای وبلاگ میخوام در آپ بعدیم رو نظر شما انتقاد وپیشنهادهاشون رو بدن تا اگه صاحب نطر دوست داشت اونو اصلاح کنه وبعد از اون................................... در نتیجه به بهترین راهکار رای میدیم ودر صد میگیریم پس از همه دوستان خواهشمندم تواین نظر سنجی کمکم کنن
همیشه توزندگیم دنبال یه همدم ویه مونس گشتم دنبال اینکه یه نفر روبا تمام
صداقت دوست داشته باشم اونم همین مدلی منو دوست داشته باشه ولی هر دفعه که به سمت هر کی رفتم یا تو ذوقم زده یا تو دوستیم از صداقتم سواستفاده کرده وعشقم ودوست داشتنم رو به باده تمسخر گرفته وباز احساس تنهایی تمام وجودم رو پر کرده تنهایی....تنهایی........................ نمیدونم چرا نمیشه تو این دنیای به این بزرگی که خدا این همه ادم توش آفریده یه نفر رو درست حسابی دوست داشت که اونم درست حسابی جوابت رو بده نمیدونم شاید به خاطر این تنها میمونم که جرمم فقط دوست داشتنه شایدم دوست داشتن گناهه بعضی اوقات خودمم می مونم چه مشکلی دارم همیشه به من توصیه میشه که سعی کن زیاد به کسی اعتماد نکنی چون ممکنه به احساست وعشقت بی حرمتی بشه واونوقته که من می مونم با یه قلب پر از عشق که بایدنثار کی کنم وشاید هم این این عشق رو باید با دستای خودم خفه کنم تا شاید............................... خداجون نمیدونم ولی ازت میخوام جون من به من دوست وهمدم نده اگه میخوای بدی یه دوست بده با صداقت ودرک معنای عشق که معنی دوست داشتن وبفهمه چون دیگه تحمل بی احترامی به قلب پراز عشقم ونادیده گرفتن محبتم راوتمسخر دیگران بخاطر تنهایی هایم ندارم................
به نام اوکه تنهایی ام را دید
ودرتمام لحظه هایم ماند تابیکس نمانم*** این دفعه میخوام خیستون کنم با بارون احساس دوست بارونیم: پرنیان نازم پرنیان این نغمه روباتموم احساس پاکش واسه بارونش گفته پس گوش بدیدبه صدای احساس بارونی پرنیان..................................................... اسم من که بارونه اهل کجام بمونه عاشق آسمونم کاشکی خودش ندونه رو چتر عا شقایم تو بغض هر صدایم وقت گریه ی ابرا موندم رو شیشه تنها کاشکی ابرا بدونن منم مجنون وشیدا! وقتی اسیر دردی وقت سکوت سردی بغض صدا تودارم من باز هوا تو دارم سر روی شونه هاتم تو غصه هات باهاتم هرکی منو ببینه میگه ماتم همینه! دعا کنین آسمون اشک منو نبینه! میگن بارون غم داره غم من که زمینه دوری آسمون تولحظه هام میشینه بدون اون من تنهام سوخته حریر رویام بدون اون شکستم به ابرا دل نبستم آسمون قشنگم فقط منم یه رنگم دلم هوا تو داره عشق چشاتو داره یکی به ابرا بگه دست منو بگیره وصل کنه به آسمون تا که دلم نمیره! پرنیان کیان ۳۰/۲/۱۳۸۸
|
About![]()
Archivesآبان 1389بهمن 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 Links
سیمین جووون |